آنیل دخترک شاد

اردیبهشت 93

سلام به تک دخمل عزیزم و به همه دوستای گل وبلاگی، امیدوارم همیشه و همیشه در کنار نی نی های گلتون روزای خوبی رو سپری کنین. منظورم از این عنوان اینه که آنیل جون تو 2 اردیبهشت 93 بای بای می می کرد و اولین مرحله دشوار زندگیشو به خوبی پشت سر گذاشت، دلبند مامان اصلا فکرشم نمیکردم که به این خوبی کنار بیای( البته همچین هم راحت راحت نبود اما من فکر بدتر از اینو داشتم) جون دلم سه روز نق نق کردی و روزهای بعد گهگداری سر میزدی ببینی خوب شده یا نه، حدود یک ماهه که هر روز بهونه میاری و حتما میگی که می می اوفی شد! ناگفته نماند که خودم هم یه 3،4 روزی یه حالی بودم و از این اتفاق غمگین، ولی چه میشه کرد باید یه روز میشد دیگه خوب ...
29 ارديبهشت 1393

22 ماهگی آنیلم

سلام یکی یدونه مامان. خانومم، عشقم داری 2 ساله میشی من روز به روز عاشق تر. 22ماهگیت مبارک عزیزم جان مادر، تصمیماتی گرفتم و با مشورت پزشک میخوام از آخر این ماه از شیر بگیرمت. اما از الان غصه ام گرفته و دل نگرانم که چطوری میخوای تحمل کنی آخه خیلی وابسته ای خیلی یعنی خییییییییییییلی ها با بقیه بچه ها مقایسه میکنم میگم، امیدوارم که راحت باشه. از پوشک میخواستم بگیرمت اما زیاد همکاری نکردی و منم اصراری نداشتم گرچه خیلی هم خوب میدونی خودتو زدی به اون راه چند روز پیش رفتیم بازار جوجه های رنگی هم میفروختن تو هم عاشق جوجه مگه دل میکندی!! مجبور شدم برا خاطر تو هم که شده 2 تا دونه سبز و زرد خرم انقده دوسشون داری هر چی میخوری برا ا...
28 فروردين 1393

13 بدر

سلام سلام به همگی خوبین؟ امیدوارم به همه دوستان خوش گذشته باشه ما که جای خاصی نرفتیم همین اطراف رو گشتیم اما عید بهمون خوش گذشت. آنیل خانوم گل طول تعطیلات سرما خورده بود و اواخر درست شد البته جای تعجب نیست چون به طور باور نکردنی برف ریزان شد و بهارمون هم زمستونی شد!!! ما که از سرما و برف نتونستیم جایی بریم ولی 13 بدر دل رو زدیم به دریا و با خانواده بابایی رفتیم یه چرخی زدیم خیلی خوش گذشت به خصوص به انیل که کلی برف بازی کردی با زن عموت و مامان بزرگت خوب شد برات لباس برداشته بودم چون کلی خیس شدی و کثیف مجبور شدم همونجا لباساتو عوض کنم! اینم از عکسای اون روز که باز هم از تنبلی مامان کم هست ایشالا هوا که خوب شد جبران میکنم عزیز دلم ...
15 فروردين 1393

عید 93

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد. سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره ش...
5 فروردين 1393

آخرای سال 92

سلام به دخمل قشنگتر از بهارم سلام به دوستای گل و دوست داشتنی که شرمندتون شدم و زیاد نمیتونم سر بزنم به نی نی های گل. این روزهای آخر سال همیشه یه حس و حال خاصی داره. تو بچگیم عاشق خونه تکونی های مامانم بودم همونطور که الان آنیل کوچولو از خونه تکونی من به ذوق میاد و از در هم و بر هم بودن خونه کیف میکنه قربونش برم خیلی وقته که وبت رو آپ نکردم درگیر خونه تکونی و خرید و ...اینا بودم ماه پیش هم نشد بیام و بنویسم دل و دماغ نداشتم. چه شیطونی هایی که نکردی تو این روزا. بلبل زبون شدی و دیگه کامل صحبت میکنی همه کلمات رو تکرار میکنی مث طوطی خوش سرو زبون عزیز دلمی با تو چه لذتی داره بیرون رفتن، بازی کردن، خرید کردن و غذا خوردن... ب...
4 فروردين 1393

آنیل و 4 شنبه سوری 92

سلام دوستای گلم. خوبین؟ چهارشنبه سوریتون مبارک. حالا عکس های آنیل تو این روز: آنیل و شلوغ کاریاش تو یه لحظه عکس گرفتن ریخت و پاشش شروع شد: آنیل در عین اینکه از پریدن رو آتیش خوشش اومده بود میترسید و محکم به من چسبیده بود: این جزو عکس هایی که آنیل با تمام میل با یک بار گفتن من کنار درختچه وایستاد تا ازش عکس بگیرم آخه نه اینکه دخملم عاشق درخته از خدا خواسته پیش درخت هم قد خودش وایستاده: آنیل با عینک شنا: اینم قطاری هستش که آنیل با خرس کوچولوهاش درست کرده: امروز 21ماهه شدی دخمل گلم ...
28 اسفند 1392

مهمان

و اما پست جدید: آنیل هنوز به گربه ها خیلی علاقه داره و وقتی خونه مامان وبابابزرگش هستیم شرطی شده که بریم کوچه تا گربه ببینه. چند شب پیش که اونجا بودیم اصرار کرد و رفتیم بیرون، اما از شانس اون گربه بیرون پیدا نکردیم من بهش میگم: - ببین حتی یه گربه هم نیس جواب آنیل: - ای بابا دوباره میگم : - پس گربه ها کجا رفتن؟ شاید رفتن شام بخورن یا فقط سردشون بوده نیومدن - آنیل: - ای بابا - آنیل ببین حتی یه دونه گربه هم نیس شایدم رفتن پیش پیش (خوابیدن به زبان آنیل) کنن - آنیل: - ای بابا حدود یه هفته پیش وقتی داشتیم باهم بازی می کردیم ناخنش بلند بود وقتی داشت صورتم رو می کشید اشباهی ناخنش یه ...
11 بهمن 1392

نقاش کوچولو

سلام عزیز دلم دیشب یعنی جمعه شب 13 دی عمه پری اینارو مهمون دعوت کرده بودیم . و تو، وسط مهمونی این نقاشی خوشگل رو خلق کردی البته مامانم متوجه نقاشیت شد ازت که پرسیدیم این چیه، گفتی جوجو و اون گردی های بغلی رو پرسیدیم گفتی توپو یعنی توپ اینم نقاش کوچولوی فدای تو بشم من ...
14 دی 1392

9 دی تولد مامان سولماز

سلام سلام به دوستای گل و مهربونم امیدوارم همیشه با نی نی های دوس داشتنی تون روزای خوبی رو داشته باشین. 9 دی روز دوشنبه تولدم بود که شبش مامانی و دایی ها و الی جونم برام کیک گرفتن و اومدن پیشمون دور هم بودیم و خوش گذروندیم دستشون درد نکنه جای شما خالی. اینم از عکسا که آنیل با دیدن فشفشه هایی من عاشقشونم به ذوق اومده بود،البته عکس ها به دلیل دستمالی آنیل روی لنز دوربین بی کیفیت شده شرمنده. به کیک میگفت دک و حمله به کیک: ...
12 دی 1392